مهدی ارجمند روزنامه جوان نوشت: خدابیامرز بابابزرگ یک انگشتر عقیق سرخ یمنی داشت که هیچ وقت حاضر نبود آن را با چیزی عوض کند
آن خدابیامرز از مال دنیا این انگشتر را از همه بیشتر دوست داشت و البته کفنی که آن هم سوغاتی بود که از مکه برای خودش آورده بود. توی کمدش زیر بقچه لباس‌ها مخفی کرده بود. بعضی وقت‌ها آن را برمی‌داشت. چند دقیقه‌ای به آن نگاه می‌کرد، به فکر فرومی‌رفت و دوباره آن را سر جایش می‌گذاشت.

معنویت سوغات رضوی رنگ نبازد

 او با بیان اینکه در خراسان رضوی بیش از ۸۰ رشته فعال صنایع دستی وجود دارد می‌افزاید: «توجه مردم به هنرهای دستی و صنایع دستی می‌تواند به تقویت تولید کالاهای باکیفیت ایرانی و اشتغالزایی کمک کند، کالاهایی که می‌تواند به عنوان سوغات در این استان مورد توجه قرار گیرد.» او با ابراز تأسف از روند رو به رشد ورود اجناس خارجی به مشهد، تأکید می‌کند: ضرورتی وجود ندارد که از کشوری غیراسلامی به شهری که پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۱۷ میلادی شده است، کالاهای فرهنگی- مذهبی مثل سجاده و تسبیح وارد شود. رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مشهد مقدس تصریح می‌کند: «خوشبختانه بسیاری از هنرها و صنایع دستی مشهد مانند «ظروف هرکاره» که فقط مخصوص مشهد است؛ هنوز جایگاه خود را در میان زائران دارند.» وی با بیان اینکه گردشگری که مقصد سفرش مشهد است، باید از مبدأ، مراکز خرید سوغات مشهد را بشناسد بیان می‌کند: «حجم خرید سوغات در مشهد به عنوان قطب زیارتی کشور حدود ۲۰۰ میلیارد تومان در سال است و توجه به این موضوع می‌تواند اقتصاد این شهر را دگرگون کند.»

همین چند وقت پیش بود که یکی از بستگان ما بعد از سفر به مشهد و بازگشت به تهران برای یکی از بستگان، عروسک آوازه‌خوان به عنوان سوغات آورده بود و توجیه‌اش هم این بود که به تازگی صاحب فرزند شده‌اند و این سوغاتی خوبی است. حال اینکه سوغات مشهد، انگشتر، مهر، تسبیح، سجاده، زرشک، زعفران، نبات و… است. یکی از همکاران نیز تعریف می‌کرد یکی از بستگان آنها که به اصفهان سفر کرده برای‌شان یک پیراهن سوغات آورده که پارچه‌اش چینی است. در حالی که اصفهان مهد صنایع دستی است و می‌توان از صنایع دستی زیبای این شهر به عنوان سوغات استفاده کرد. به گفته کارشناسان، سوغات هر شهر، نمادی از آن شهر است و باورها و آیین‌های تاریخی مناطق مختلف ایران را یادآوری می‌کند. در حال حاضر هر یک از استان‌ها و شهرهای کشورمان به داشتن صنایع دستی خاصی معروف هستند و از این‌رو سوغات آنها هم از همین صنایع است، که از جمله می‌توان به صنایع چوبی نظیر منبت‌کاری، کنده‌کاری و مُشبک‌کاری استان‌های اصفهان، قم، چهارمحال و بختیاری، کردستان، اردبیل و لرستان اشاره کرد. با این حال گاه شاهد وجود کالاهایی در شهرهای مختلف به عنوان سوغات آن شهر هستیم که هیچ سنخیتی با سبک زندگی ایرانی- اسلامی ما ندارد و متناسب با فرهنگ ما نیست.

او در جایی دیگر نیز گفته است: «شهر مشهد به تنهایی بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان در سال گردش مالی سوغات زیارتی دارد و با احتساب باقی مکان‌های مذهبی در ایران و عراق بیش از هزار میلیارد تومان گردش داریم که انشاءالله به زودی زینبیه سوریه را هم به اینها اضافه می‌کنیم که مجموع آنها بازار بسیار بزرگی است ولی اکنون ترکیه، چین، هند و تایلند چشم طمع به این بازار دارند.» این صحبت‌های نامورمطلق مرا یاد صحبت‌ها و گلایه‌های یکی از کسبه مشهد می‌اندازد که بیش از ۵۰ سال سابقه فعالیت در بازارهای مشهد دارد. او با انتقاد از ورود کالاهای بی‌کیفیت چینی به کشور و عرضه این کالا‌ها به عنوان سوغات می‌گوید: «در گذشته در همین مشهد ده‌ها کارگاه تولید سجاده، تسبیح، انگشتر، جانماز، مهر و… بود که هنرمندان و استادکاران این کارگاه‌ها با وضو فعالیت می‌کردند چون اعتقاد داشتند سوغات مشهد متبرک است، اما اکنون بیشتر این کارگاه‌ها تعطیل شده یا صرفه اقتصادی ندارد.

بابابزرگ وقتی فوت کرد، سوغات مکه‌اش را با خودش برد، اما انگشتر عقیق او که سوغات مشهد بود ماند برای یکی از بازماندگان و الان هم دست یکی از عموهاست که عین چشم‌هایش از آن نگهداری می‌کند و هر وقت درباره این انگشتر صحبت می‌شود با بغضی در گلو می‌گوید: «یادگار خدابیامرز آقاجان است. سوغات مشهد.»

من خیلی وقت‌ها در متن همین رابطه پدر و پسری به رابطه خودم با خدا هم نگریسته‌ام. در واقع این رابطه پدر و پسری پنجره‌ای شده که به واسطه آن بتوانم رابطه با خالق و مخلوق را هم بهتر ببینم. آنها که مخالف بچه‌دار شدن هستند یا نه آن را زحمتی بیش نمی‌یابند که جز رنج چیزی ندارد این را هم در نظر بگیرند که وقتی شما بچه‌دار می‌شوید اتفاقاتی برای شما می‌افتد که اگر بچه‌دار نمی‌شدید هرگز نمی‌توانستید آن رخدادها را در زندگی تجربه کنید و یکی از این رخدادها مشابهت‌هایی است که در رابطه میان پدر و فرزندی یا مادر و فرزندی با رابطه خالق و مخلوق وجود دارد و شما در پرتو آن مشابهت‌ها می‌توانید خطاهای ذهنی‌تان را با شفافیت بیشتری ببینید.
 
عروسک آوازه‌خوان، سوغاتی مشهد

دیناری، عرضه سوغات فرهنگی به زائران، ایجاد بازارهای بزرگ سوغات و برگزاری جشنواره ملی فرهنگی سوغات را در هویت‌بخشی به سوغات کلانشهر مذهبی جهان، مؤثر می‌داند و با اشاره به مزیت وجود بارگاه رضوی، تأکید می‌کند: «مشهد شهری خاص و نمونه در میان شهرهای زیارتی و سیاحتی کشور است که سالانه یک سوم گردشگران خارجی ایران را به خود جذب می‌کند و وجود چنین مزیت‌هایی توجیه اقتصادی برای برگزاری جشنواره سوغات یا ایجاد مجتمع‌های تجاری ویژه سوغات در مشهد را دارد.» در خاتمه ذکر این نکته ضروری است که باید با فرهنگسازی صحیح مردم را ترغیب به خرید صنایع دستی و سوغات زیارتی اصیل و تولید داخل کرد چراکه گرایش به خرید سوغات بیگانه به مرور موجب بی‌هویتی و رنگ باختن فلسفه معنوی و مذهبی سوغات زیارت می‌شود و تأثیر منفی خود را بر سبک خرید زائران می‌گذارد.

بابابزرگ این قدر آن انگشتر را دوست داشت که حتی حاضر نبود آن را یک ساعت به کسی امانت بدهد. همیشه می‌گفت: «این انگشتر متبرک است. سوغات مشهد و یادگار امام هشتم(ع) است. هیچ وقت از من نخواهید آن را به کسی بدهم. هر وقت دستم از دنیا کوتاه شد می‌رسد به یکی از شماها، اما الان نه.»

به عنوان مثال در شهری مانند مشهد «سجاده‌های ترکیه‌ای» و «جانمازهای چینی»، تسبیح‌هایی از جنس پلاستیک و چینی، عطرهای فرانسوی، نقره‌جات ترک، ادویه‌های هندی و اسباب‌بازی‌های مروج فرهنگ غربی چه سنخیتی با فرهنگ ایرانی- اسلامی ما دارد؟ این همه در حالی است که به گفته کارشناسان، در مشهد سالانه ۵۰۰ میلیارد تومان گردش سوغات زیارتی است، غافل از اینکه خیلی از این سوغات ممکن است به دست هموطنان یا حتی افراد مسلمان تولید نشده باشد، لذا رو آوردن به صنایع دستی داخلی موجب عدم خروج ارز از کشور نیز خواهد شد. حتی بهمن نامورمطلق معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نیز چندی پیش با انتقاد از ورود کالاهای چینی به کشور و استفاده از این کالا‌ها به عنوان سوغات با اشاره به اینکه در حوزه فرش و گلیم، کاری که به دست یک انسان مؤمن و مسلمان و با وضو تولید شده باشد با فرش و گلیم ماشینی تفاوت زیادی دارد گفته است: «استفاده مردم از صنایع دستی باعث رو آوردن به مصرف صنایع دستی و در نتیجه تولید بیشتر و صادرات آن خواهد شد.»

» او می‌افزاید: «این روزها انواع سجاده‌های ساخت چین در بازار وجود دارد و تسبیح‌های پلاستیکی و بی‌کیفیت که گاه به دست افرادی تولید می‌شود که ممکن است حتی مسلمان هم نباشند، حال اینکه سوغاتی که از مشهد برده می‌شود متبرک است برای همین در گذشته هنرمندان برای تولید این سوغاتی‌ها اول وضو می‌گرفتند و بعد در کارگاه حاضر می‌شدند.»  

به هر استانی که سفر کنیم این صنایع دستی زیبا و هنرهای اصیل به چشم می‌خورد و نیازی نیست برای خرید سوغاتی، کالاهای بی‌کیفیت چینی را انتخاب کنیم. کالاهایی که شاید فقط ارزان است و هیچ ویژگی خاص دیگری ندارد. حال اینکه صنایع دستی و هنرهای سنتی ایرانی و دیگر کالاهایی که در هر شهر به عنوان سوغاتی تولید می‌شود یا وجود دارد دارای ارزش‌های فرهنگی است. در این میان حتی در استان‌هایی که سوغاتی‌های آنجا مواد غذایی آن استان است مانند استان‌های جنوبی که ماهی سوغات آنهاست یا خراسان که نبات و زعفران سوغات آن است یا استان‌هایی که شیرینی، حلوا، آجیل، روغن حیوانی و… سوغات آن استان است جای تأسف است که محصولات چینی جای این سوغاتی‌ها را گرفته است. در واقع این مردم و مسافران هستند که باید بیش از هر گروه دیگری به این موضوع توجه داشته باشند و در انتخاب و خرید سوغاتی تنها به قیمت یک کالا توجه نکنند بلکه، زیبایی و اصالت کالا را نیز مورد توجه قرار دهند. کالاهایی که ریشه در فرهنگ اصیل ایرانی – اسلامی ما دارد. ضمن اینکه با خرید این محصولات می‌توان به اشتغالزایی در کشور نیز کمک کرد.

 
این روزها اما اوضاع سوغاتی دادن و سوغاتی آوردن با چند دهه پیش به کلی تغییر کرده است، به لطف تولیدکنندگان چشم‌بادامی کشور دوست و همسایه چین، این روزها حتی در شهرهایی مانند مشهد که باید شاهد سوغاتی‌هایی مثل انگشتر، تسبیح، سجاده و… باشیم که محصول سرانگشتان هنرمندان این مرز و بوم است متأسفانه سجاده‌هایی تولید می‌شود و به فروش می‌رسد که ساخت ترکیه سکولار است یا تسبیح‌هایی که از چین کمونیستی وارد می‌شود و برخی دیگر کالاها که از کشورهایی مانند هندوستان به مشهد می‌آید یا از طریق مرز پاکستان به صورت قاچاق وارد می‌شود. این همه در حالی است که زرشک، زعفران، نبات و… که سوغات اصلی شهرهای مذهبی مانند مشهد است نیز این روزها حال و روز خوشی ندارد و در بازارهای مشهد با زعفران و زرشک تقلبی و نبات‌های نامرغوب روبه‌رو هستیم.

او با بیان اینکه نبود بازار صنایع دستی یکی از ضعف‌های اقتصادی شهر مشهد است، می‌افزاید: «فروش صنایع دستی از سوغات مهم این سرزمین به شکلی پراکنده است که در «طرح توسعه کمی و کیفی زیارت» استانداری خراسان رضوی، به موضوع ایجاد این بازارها نیز تأکید شده است.» وی یادآور می‌شود: «اغلب مسافران مشهدالرضا(ع) از اقشار متوسط و کم‌درآمد کشورند و از این‌رو سوغات گران‌قیمت، مناسب آنان نیست؛ مسافران و گردشگران این شهر حتی در سفر ۲۴ ساعته هم به نیت «تبرک» از مشهد خرید می‌کنند و در حالی که سالانه میزبان بیش از ۲۵ میلیون زائر و گردشگر در این شهر هستیم، ایجاد یک برند سوغات و ایجاد بازار مجتمع‌های ویژه سوغات، اشتغالزا خواهد بود.»

سوغاتی چینی در بازارهای ایران

روی سخن در این جا با چهار گروه از مردم است، نخست افرادی که بدون در نظر گرفتن منافع ملی و اقتصادی کشور این محصولات بی‌کیفیت را وارد می‌کنند، دوم مسئولانی که عزم جدی برای مقابله با ورود این کالای بی‌کیفیت چینی را ندارند، سوم بازاری‌ها و صاحبان فروشگاه‌هایی که این کالاهای بی‌کیفیت را می‌فروشند و چهارم که از همه مهم‌تر است مردمی که این کالا‌ها را خریداری می‌کنند و آنها را به عنوان سوغات از شهرهای زیارتی با خودشان می‌آورند. در حقیقت مردم در سفر به شهرهای مختلف، با توجه به وجود صنایع دستی زیبا و هنرهای اصیل که محصول سرپنجه‌های هنرمندانه هنرمندان این سرزمین است می‌توانند با خرید صنایع دستی و هنرهای سنتی هم به تولید و اشتغال در کشور کمک کرده و هم از این جنس کالاها که تولید داخل است و نشان‌دهنده فرهنگ اصیل مردم‌مان است به عنوان سوغات استفاده کنند. ایران کشوری است که مهد هنر است و در هر استانی تا دلتان بخواهد انواع هنرهای سنتی و صنایع دستی زیبا به چشم می‌خورد. هنرهای سنتی که در زیبایی نمونه ندارند و مقایسه آنها با کالاهای بی‌کیفیت چینی، در واقع قیاس مع‌الفارق است.

در این باره وقتی با احمد دیناری رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مشهد صحبت می‌کنم او نیز از ورود این کالاها در مشهد انتقاد می‌کند و می‌گوید: «متأسفانه افراد سوءاستفاده می‌کنند و کسانی که به فکر منافع اقتصادی خود هستند و می‌خواهند یک‌شبه بار خودشان را ببندند کالاهای بی‌کیفیت را وارد کشور می‌کنند و این کالا‌ها به عنوان سوغات مورد استفاده قرار می‌گیرد در حالی که هیچ سنخیتی با فرهنگ ایرانی- اسلامی ما ندارد و باعث تعطیلی کارگاه‌های مختلف نیز می‌شود.»

در همان سنین کودکی از سر کنجکاوی رفتار بابابزرگ را زیر نظر داشتم. وقتی سوغاتی مکه را از کمدش درمی‌آورد با کنجکاوی، نوشته روی آن را می‌خواندم که با خطی آبی رنگ روی آن نوشته بود «خلعت آخرت» و با خطوطی قرمز رنگ نیز روی آن ادعیه و آیات قرآن نوشته شده بود.

مهدی ارجمند روزنامه جوان نوشت: خدابیامرز بابابزرگ یک انگشتر عقیق سرخ یمنی داشت که هیچ وقت حاضر نبود آن را با چیزی عوض کند. هیچ وقت هم آن را از خودش دور نمی‌کرد و همیشه از آن به نحو شایسته‌ای محافظت می‌کرد. وقتی هم که از او درباره علاقه‌اش به این انگشتر و اهمیت آن می‌پرسیدیم می‌گفت: «سوغات مشهد است. این انگشتر را با هیچ چیز عوض نمی‌کنم.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *